روزگاری ماجرای نصرالدین در ادبیات شرق، باعث انبساط خاطر میشد و امروز افرادی در لباس دولتمرد، شیرینکاریهای بسیار مضحکی را در آیین کشورداری از خود بروز میدهند.
وزیر و مسئول امنیت غذایی کشور پیشتاز چنین رفتاری است و غلامرضا نوری و عاملانش کلاه خودشان را بابت پیشگیری از قحطی و اینکه قفسهای فروشگاهی حتی به قیمت دستنیافتنی خالی نمانده، کلاه را بالاتر گذاشته و بیکفایتی در کنترل بازار و گرانشدن چندین برابری مواد غذایی و کالاهای اساسی که هیچ تناسبی با افزایش درآمد خانوار نداشته را به نام مدیریت آنچنانی خود فاکتور کردهاند.
نجابت مردم در مدارا با ناکارآمدی، کمکاری نمایندگان مردم در برخورد اصولی با وزیر جهادکشاورزی به دلیل بروز جنگ و حق تقدم صیانت از اتحاد مقدس در شرایط فوقالعاده کشور، کار برخی مسئولان را از نصرالدین به دن کیشوت کشانده و شاهد اظهاراتی عجیب و غریب هستیم.
رییس مرکز روابطعمومی وزارت جهادکشاورزی با تصویر پوستر هفته جهادکشاورزی توییت زده و مدعی شده که «سفره مردم از تلاطم حوادث و تحریم تاثیر نپذیرفته» و از این مجاهدت خاموش، تجلیل کرده و آن را «فصل درخشان خدمت به مردم ایران» دانسته!
البته که سفره مردم در این چندماه اخیر در تلاطم انفعال وزارت جهادکشاورزی در ایفای مسئولیت، در هم پیچیده و سیاست نابجای ارزی دولت، خاطره دلار ۱۱۰ تومانی را از یاد برده و با زیاد شدن شکاف ارزی دوباره به نقطه قبلی بازگشته و گرانی کمر شکن آن و اتفاقات ناگوار دیماه سال گذشته و متعاقب آن حمله دشمن به قصد تجزیه کشور در بستر این بیتدبیری دولت بر دوش مردم سنگینی میکند.
هنوز قیمت به اصطلاح متعادل شده مرغ و تخممرغ در زمان اجرای طرح که فقط ۴ ماه از اجرای آن میگذرد یادمان هست و میزان یارانه جبرانی برای این گرانی، اما بعد از یک ماه تمام تصویر ساخته شده دولت که «این سیاست فقط روی چند کالا تاثیر دارد» رنگ باخته و کوران گرانی، سبد معیشتی خانوار را در هم نوردید و این نسخه دولت هم مانند بقیه کارهایش از جیب مردم برداشت و به اندوخته تراستیها و دلالان سفره مردم افزود.
استفاده از سنبل گندم در این پوستر هم نماد مدیریت خلاقانه وزارت جهادکشاورزی است! چه کسی است که نداند خرید تضمینی گندم یک طرح ملی است و هیچ ارتباطی به وزارتخانه و حتی دولت ندارد، حاکمیت برای حمایت از تولید راهبردیترین کالای اساسی کشور یعنی گندم، هزینه آن را در بودجه دیده و توسط سازمان برنامه و بودجه پرداخت میشود، حالا چرا وزارت جهادکشاورزی بر ثبت این طرح ملی در لیست موفقیتهای خود اصرار دارد هم از آن حکایتهاست.
یادمان هست که اندکی پس از شروع جنگ، قیمت تخممرغ به ناگهان از شانهای ۵۵۰ هزار تومان به زیر ۳۰۰ هزار تومان سقوط کرد، وزیر جهادکشاورزی اولین کسی بود که تابلوی مدیریت جهادی را به دست گرفت و معاونانش در وصف این حماسه، داستانها سرودند. از جایی که این ریزش قیمت معلول بسته شدن بازار صادراتی منطقه به دلیل جنگ بود و تخممرغ صادراتی به کشورهای همسایه راهی بازار داخلی شده و عرضه بر تقاضا غلبه کرد و حماسه وزارت جهادکشاورزی بیش از ده روز نپایید و قیمت تخممرغ به سرعت وارد کانال ۵۰۰ هزار تومان شد و مرغ هم برای جانماندن از کورس قیمت، افسار پاره کرد و وزیر جهادکشاورزی پرچم سفید را در دست گرفته و قیمتهای جدید را دقیقا منطبق بر قیمت بازار به عنوان نرخ مصوب اعلام کرد!
بر این طومار اضافه کنید؛ روغن، قند، شکر، نان، برنج، میوه و … به راستی اگر وزیر و مسئولان وزارت جهادکشاورزی چندماهی برای تمدد اعصاب و زدودن غبار خستگی از تن، بی خیال مسئولیت شوند، اتفاقی در وضعیت رو به رشد قیمتها و بازار بی سر و صاحب خواهد افتاد؟
تدوین کلیپهای گزینشی و استفاده از سخنان تقطیعشده نمایندگان و صاحبنظران در این حوزه هیچ تاثیری بر شکوه دنکیشوت وار وزیر جهادکشاورزی نخواهد داشت، مردم حاضر در خیابان و رزمندگان جان بر کف اسلام ، جان فدای ایران عزیز هستند و عاقبت بر جنایات آمریکا و اسراییل چیره خواهند شد و پس از آن نوبت به حساب و کتاب کسانی خواهد رسید که در پشت این فضای غبارآلود از این نمد کلاهی برای خود بافتهاند، این روز نزدیک است.
🔗 لینک کوتاه این خبر: