تالاب هورالعظیم بار دیگر به یکی از جدیترین پروندههای محیطزیستی کشور تبدیل شده است؛ این بار بحث تنها بر سر خشکی یک تالاب نیست، بلکه موضوع به رابطه میان توسعه نفتی، حقابه، معیشت جوامع محلی و آینده یک زیستبوم بزرگ در جنوب غرب ایران گره خورده است. در روزهای اخیر، مسئولان، کارشناسان و فعالان محیطزیست درباره وضعیت هورالعظیم و میدان نفتی سهراب دیدگاههای متفاوتی مطرح کردهاند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مجوز میدان سهراب پس از چند سال بررسی و انجام اصلاحات صادر شده و مسئولان تأکید کردهاند الزامات محیطزیستی در فرایند صدور مجوز مورد توجه قرار گرفته است. در مقابل، برخی فعالان و کارشناسان محیطزیست معتقدند ظرفیت اکولوژیک هورالعظیم پیش از این نیز تحت فشار قرار داشته و بارگذاری جدید میتواند وضعیت تالاب را دشوارتر کند.
اهمیت هورالعظیم فقط به وجود آب و پوشش گیاهی آن محدود نمیشود. تالابها در تنظیم شرایط اقلیمی منطقه، حفظ تنوع زیستی، فراهم کردن زیستگاه برای گونههای جانوری و پشتیبانی از فعالیتهای اقتصادی جوامع محلی نقش دارند. زمانی که چنین زیستبومی تضعیف میشود، پیامدها میتواند بسیار فراتر از محدوده جغرافیایی خود تالاب باشد.
یکی از نکات مهم در این پرونده، پیوند مستقیم محیطزیست با زندگی مردم محلی است. گزارشهای تازه از هورالعظیم نشان میدهد نمایندگان جوامع محلی علاوه بر مطالبه احیای تالاب و تأمین حقابه، درباره اشتغال جوانان بومی و سهم مردم منطقه از منافع اقتصادی فعالیتهای نفتی نیز صحبت کردهاند.
به همین دلیل، مسئله هورالعظیم را نمیتوان صرفاً یک اختلاف میان صنعت نفت و فعالان محیطزیست دانست. یک طرف ماجرا نیاز کشور به تولید و توسعه اقتصادی است و طرف دیگر، هزینهای قرار دارد که ممکن است در صورت تخریب یک زیستبوم حساس، در سالهای آینده بر دوش دولت و مردم قرار گیرد.
کارشناسان نیز بر این نکته تأکید دارند که احیای تالاب فقط با یک اقدام مقطعی امکانپذیر نیست و باید مسائل هیدرولوژیک، اکولوژیک و اجتماعی همزمان دیده شوند.
ماجرای هورالعظیم در واقع یک سؤال بزرگتر را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهد: آیا توسعه اقتصادی زمانی موفق محسوب میشود که هزینههای محیطزیستی آن برای نسلهای بعد باقی بماند؟
پاسخ به این سؤال میتواند سرنوشت بسیاری از تالابها و زیستبومهای دیگر ایران را نیز تعیین کند.
🔗 لینک کوتاه این خبر: