اظهارات اخیر سعید جلیلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی امنیت ملی، بار دیگر منازعه دیرینه دو کلاننظریه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را شعلهور ساخت. وی با اشاره به بدعهدی مکرر طرفهای غربی و عملیات نظامی دشمن در گیرودار تعاملات دیپلماتیک، کارنامه جریان مروج «تنبیه با ابزار دیپلماسی» را به چالش کشید و رویکرد آنان را نوعی فریب استراتژیک قلمداد کرد.
شکست تئوری حل مسائل از مسیر مصالحه با غرب
سعید جلیلی با بازخوانی تحولات اخیر تأکید کرد که نظریهپردازان سازش سالها با این استدلال که مذاکره کلید گشایش بنبستهای بینالمللی است، کشور را معطل تعهدات نامتقارن کردند. وی صراحتاً یادآور شد که دشمن نه تنها از در توافق درنیامد، بلکه درست در مقطعی که پیامهای دیپلماتیک رد و بدل میشد، دست به اقدام نظامی زد تا پوچ بودن محاسبات حامیان تنشزدایی یکطرفه را به اثبات برساند.
ارکان سهگانه انتقادات سعید جلیلی از گفتمان تعاملگرا:
تکرار خطای محاسباتی با وقاحت سیاسی: کسانی که چنین تجویزی برای حل منازعات میکردند، به جای پذیرش شکست نظری و عذرخواهی از افکار عمومی، دست به فرار به جلو زده و پیشنهاد تغییر پارادایم مقاومت را مطرح میکنند.
سراب تفکیک ماهوی واشنگتن و تلآویو: جریان معتقد به گفتوگو اصرار داشت که سیاستهای رژیم صهیونیستی مستقل از آمریکا است، در حالی که در میدان عمل، هر دو بازیگر در یک اتاق جنگ مشترک عمل کردند.
سکوت مطلق مدعیان حقوق بینالملل در اروپا: قاره سبز حتی از صدور یک قطعنامه یا بیانیه بازدارنده در شورای امنیت خودداری کرد و عملاً در جبهه واحد ضدایرانی قرار گرفت.
🔗 لینک کوتاه این خبر: