نسترن، لیسانس تربیتبدنی با آیندهای درخشان، در راه ملاقات برادرش در زندان با ناصر آشنا شد.
این ملاقات ساده، زندگی او را به سیاهچاله جرم کشاند. او که برای تأمین هزینه ازدواج و خرید جهیزیه به پیشنهاد عاشقانه ناصر برای سرقت پاسخ مثبت داده بود، حالا پشت میلههای زندان است.
نسترن با اعتراف به نقش زاغزنی، پرده از فریب خوردنش برداشت و گفت که ناصر با سوءاستفاده از چهره زنانه او،
از او به عنوان پوششی برای فرار از شک پلیس در حین سرقت استفاده میکرد.
🔗 لینک کوتاه این خبر: