اقتصاد مرزها و چالش همیشگی قاچاق سوخت
رویکرد تحلیلی: ریشهیابی اقتصادی کشفیات اخیر قاچاق سوخت در استانهای مرزی و تبعات آن.
اخبار انتظامی مهرماه ۱۴۰۵ پر از گزارشهای عملیاتی موفق در زمینه کشف قاچاق کالا و سوخت است؛ از کشف ۸ هزار لیتر سوخت قاچاق در محورهای خراسان جنوبی تا توقیف محمولههای ۳ هزار لیتری و دستگیری شبکههای بزرگ قاچاقچیان در لرستان. اگرچه این آمارها نشاندهنده هوشیاری و اقتدار نیروهای مرزبانی و انتظامی در گلوگاههای ترانزیتی کشور است، اما از نگاه جامعهشناختی و اقتصادی، تحلیل این رویدادها زنگ خطر جدیتری را برای سیاستگذاران کلان به صدا درمیآورد. چرا با وجود ریسکهای بالای جانی و قانونی، همچنان شاهد ترافیک سنگین خودروهای سوختبر و شبکههای قاچاق در جادههای مرزی هستیم؟
ریشه این بحران را باید در پدیدهای به نام «اقتصاد پنهان مرزنشینان» جستجو کرد. تفاوت چشمگیر و نجومی قیمت حاملهای انرژی در داخل ایران نسبت به کشورهای همسایه، یک نیروی جاذبه اقتصادی فوقالعاده قدرتمند ایجاد کرده است که با برخوردهای صرفاً قهری و انتظامی به طور کامل مهار نمیشود. کارشناسان اقتصادی معتقدند مادامی که تورم، بیکاری فزاینده و نبود زیرساختهای صنعتی در استانهای حاشیهای کشور مانند سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و استانهای غربی برطرف نشود، قاچاق سوخت برای بخشی از جامعه محلی نه یک «جرم سازمانیافته»، بلکه یک «راهکار ناگزیر برای بقا» تلقی میشود.
نیروی انتظامی در این میان بار سنگین خلأهای اقتصادی را به دوش میکشد. نیروهای مرزبانی هر روزه در شرایط سخت اقلیمی و با کمترین امکانات رفاهی، در حال مقابله با باندهایی هستند که به دلیل گردش مالی میلیاردی این تجارت سیاه، به سلاحها و تجهیزات روز مجهز شدهاند. از سوی دیگر، پیامدهای این پدیده تنها به هدررفت سرمایه ملی محدود نمیشود؛ تصادفات مرگبار خودروهای حامل سوخت در جادهها (که به بمبهای متحرک شهرت دارند) و آسیبهای روانی به خانوادههای درگیر در این مشاغل کاذب، از دیگر تبعات دردناک آن است. تحلیلگران تأکید دارند که اخبار کشفیات مهرماه ۱۴۰۵ باید تلنگری برای تغییر رویکرد دولت باشد؛ رویکردی که در آن، مبارزه با قاچاق نه در نقطه صفر مرزی توسط پلیس، بلکه در مراکز برنامهریزی اقتصادی و با ایجاد اشتغال پایدار برای مرزنشینان آغاز شود.
🔗 لینک کوتاه این خبر: