همزمان با تشدید بحرانهای بینالمللی انرژی و نوسانات ژئوپلیتیک، توافق اخیر ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ پیرامون تبادلات سوختی و واردات گازوئیل روسیه به ایالات متحده، این گمانهزنی پرتکرار را در محافل دیپلماتیک دامن زده است که آیا کرملین حاضر است در یک بدهبستان بزرگ، حمایتهای سیاسی خود از تهران را فدای امتیازگیری در باتلاق اوکراین کند؟ دکتر داود غرایاق زندی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، در ارزیابی خود از این تحرکات، ماهیت این رفتارها را در چارچوب عملگرایی مطلق و تلاش برای تأمین منافع ملی تحلیل میکند.
توافق سوختی پوتین و ترامپ؛ ائتلاف استراتژیک یا تنفس مقطعی؟
به باور تحلیلگران روابط بینالملل، همگرایی موقت واشنگتن و مسکو در پرونده انرژی، ناشی از فشارهای متقابل داخلی در دو پایتخت است:
محرکهای پشتپرده توافق گازوئیلی:
- نیاز مبرم کاخ سفید پیش از انتخابات کنگره: دولت ترامپ برای مهار تورم حاملهای انرژی، کاهش بهای گازوئیل در بخشهای صنعتی و کشاورزی و جلب رضایت افکار عمومی در آستانه رویدادهای انتخاباتی، ناگزیر از باز کردن مسیر انرژی روسیه شده است.
- کاهش فشار تحریمها بر ماشین اقتصادی مسکو: روسیه با صادرات فرآوردههای نفتی و شریک کردن غیرمستقیم آمریکا در منافع منابع خود، به دنبال توقف ضربات اوکراین به زیرساختهای پالایشگاهی خویش و بالا بردن تابآوری اقتصادی است.
- محدودسازی مانورهای منطقهای: واشنگتن در این مقطع میکوشد با تنظیم بازار انرژی، تبعات تحرکات تنگه هرمز و شوکهای ناشی از تنش با ایران را به حداقل ممکن تقلیل دهد.
فرض معامله بزرگ اوکراین و واقعیتهای میدانی
اگرچه واگذاری امتیاز در پرونده اوکراین برای پوتین یک پیروزی تاریخی و تثبیتکننده هژمونی مسکو در حوزه اوراسیا محسوب میشود، اما تحقق یک معامله جامع با ترامپ به این سادگی نیست. گره خوردن امنیت اروپا و ناتو به سرنوشت کییف مانع از آن است که واشنگتن بتواند به شکلی یکجانبه و بدون ایجاد شکاف عمیق تمدنی در جهان غرب، چنین امتیازی را به روسیه واگذار کند.
🔗 لینک کوتاه این خبر: