ابوالفضل عزتی فقط ۱۵ سال داشت. تنها فرزند خانواده بود و هم کار میکرد و هم درس میخواند.
طبق روایت عمویش، آن شب چهار خانواده برای شام به پارک رضوان قروه رفته بودند. بچهها کمی دورتر بازی میکردند که حوالی ساعت ۱۱ شب، پدر ابوالفضل تماس گرفت تا برگردند.
به گفته عموی ابوالفضل، متهم ابتدا به او سیلی زد. ابوالفضل دور شد، اما از ترس، برگشت تا عذرخواهی کند. به روایت عمویش، همان لحظه با چاقو شاهرگ گردنش را برید.
ابوالفضل با کمک پسرخالهاش حسین، پیاده خودش را به بیمارستان رساند. حتی در آن حال نگران بود اورژانس خونآلود شود.
کادر درمان ساعتها جنگیدند؛ دو بار اعزام به سنندج ناکام ماند و سرانجام صبح با آمبولانس هوایی منتقل شد. اما ابوالفضل زنده نماند.
به گفته عمویش، متهم به تهران گریخت و همانجا دستگیر شد. این روایت از زبان خانواده و گزارش همشهری آنلاین است و تا رأی قطعی، فرد مذکور «متهم» است.
🔗 لینک کوتاه این خبر: