تاریخ خبر :1404/06/16
کد خبر : 15580

خط فقر ۱۴۰۵ زیر ذره‌بین؛ یک خانوار چقدر برای خوراک، مسکن و درمان نیاز دارد؟

بررسی یک محاسبه منتشرشده برای اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان می‌دهد هزینه ماهانه سبد یک خانوار چهار نفره به حدود ۱۶۳ میلیون تومان رسیده است. در این محاسبه، مسکن با سهم ۳۵.۵ درصدی بزرگ‌ترین بخش هزینه‌هاست و خوراکی‌ها با سهم ۲۶.۶۴ درصد در رتبه دوم قرار دارند؛ داده‌هایی که نشان می‌دهد فشار خط فقر فقط از قیمت مواد غذایی نمی‌آید و هزینه مسکن نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

وقتی از «خط فقر» صحبت می‌کنیم، معمولاً ذهن به سمت یک رقم ماهانه می‌رود؛ اما برای فهمیدن اینکه این رقم چگونه شکل می‌گیرد، باید دید یک خانوار در طول ماه پول خود را برای چه چیزهایی خرج می‌کند.

یک محاسبه منتشرشده برای اردیبهشت ۱۴۰۵، حداقل هزینه زندگی یک خانوار چهار نفره را حدود ۱۶۳ میلیون تومان در ماه برآورد کرده است. این محاسبه یک برآورد مستقل است و نباید آن را با رقم رسمی یا برآورد دیگری از خط فقر یکسان دانست.

با این حال، جزئیات این محاسبه برای شناخت ساختار هزینه خانوار اهمیت زیادی دارد.

خط فقر در ایران چرا یک عدد نیست؟

۱۶۳ میلیون تومان چگونه تقسیم می‌شود؟

براساس این برآورد، هزینه کل سبد ماهانه خانوار چهار نفره حدود یک میلیارد و ۶۳۱ میلیون ریال، معادل حدود ۱۶۳.۲ میلیون تومان، بوده است.

بخش هزینه سهم از کل هزینه ماهانه تقریبی
مسکن ۳۵.۵٪ ۵۷.۹ میلیون تومان
خوراکی ۲۶.۶۴٪ ۴۳.۵ میلیون تومان
حمل‌ونقل ۹.۴۱٪ ۱۵.۳۵ میلیون تومان
بهداشت و درمان ۷.۱۴٪ ۱۱.۶۵ میلیون تومان
پوشاک و کفش ۴.۷۸٪ ۷.۸ میلیون تومان
اثاثیه منزل ۳.۹۳٪ ۶.۴ میلیون تومان
ارتباطات ۲.۸۷٪ ۴.۷ میلیون تومان
تحصیل ۱.۸۶٪ ۳ میلیون تومان
فرهنگ و تفریح ۱.۶۵٪ ۲.۷ میلیون تومان
رستوران و هتل ۱.۴۴٪ ۲.۳۵ میلیون تومان
کالا و خدمات متفرقه ۴.۱۸٪ ۶.۸ میلیون تومان
دخانیات ۰.۵۹٪ حدود ۱ میلیون تومان
جمع ۱۰۰٪ حدود ۱۶۳.۲ میلیون تومان

منبع ارقام جدول، محاسبه منتشرشده درباره سبد هزینه خانوار چهار نفره در اردیبهشت ۱۴۰۵ است.

مسکن بزرگ‌ترین هزینه خانوار

مهم‌ترین عدد جدول، سهم ۳۵.۵ درصدی مسکن است.

یعنی در این مدل محاسباتی، بیش از یک‌سوم هزینه خانوار به مسکن اختصاص دارد.

این مسئله اهمیت بازار اجاره را در تعیین خط فقر نشان می‌دهد. خانواری که اجاره بیشتری پرداخت می‌کند، حتی اگر قیمت مواد غذایی ثابت بماند، برای تأمین سایر نیازهای زندگی پول کمتری خواهد داشت.

در این محاسبه، هزینه مسکن برای یک واحد استاندارد با حداقل زیربنای ۶۰ مترمربع و هزینه‌های جانبی آن در نظر گرفته شده است.

خوراک؛ ۴۳ میلیون تومان برای ۱۸ قلم

دومین بخش بزرگ هزینه، خوراکی‌هاست.

بر اساس همین محاسبه، هزینه ۱۸ قلم کالای اساسی برای یک خانوار چهار نفره در اردیبهشت ۱۴۰۵ حدود ۴۳ میلیون و ۴۶۶ هزار تومان بوده است.

این رقم فقط بخشی از مسئله تغذیه را نشان می‌دهد و در واقع بیانگر هزینه اقلام ضروری مورد استفاده در محاسبه است.

وقتی خوراک و مسکن را کنار هم قرار می‌دهیم، مجموع سهم این دو بخش به حدود ۶۲ درصد از کل سبد هزینه می‌رسد.

یعنی تقریباً دو سوم هزینه خانوار در این مدل محاسباتی به دو نیاز اصلی اختصاص دارد.

درمان؛ هزینه‌ای که نمی‌توان حذف کرد

سومین نکته مهم، هزینه بهداشت و درمان است.

در این محاسبه، سهم بهداشت و درمان ۷.۱۴ درصد و هزینه ماهانه آن حدود ۱۱.۶۵ میلیون تومان برآورد شده است.

تفاوت هزینه درمان با بسیاری از هزینه‌های دیگر این است که خانوار در صورت کمبود درآمد، نمی‌تواند همیشه آن را حذف کند.

ممکن است خانوار تفریح را کاهش دهد، پوشاک را کمتر خریداری کند یا رستوران رفتن را کنار بگذارد؛ اما بیماری یا نیاز به درمان می‌تواند هزینه‌ای ایجاد کند که قابل تعویق نباشد.

به همین دلیل، افزایش هزینه درمان می‌تواند خانوارهای نزدیک خط فقر را به سرعت آسیب‌پذیر کند.

حمل‌ونقل؛ هزینه پنهان زندگی شهری

حمل‌ونقل نیز حدود ۹.۴۱ درصد از سبد هزینه را تشکیل می‌دهد.

این هزینه در شهرهای بزرگ اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا فاصله میان محل کار، خانه، مدرسه و مراکز خدماتی می‌تواند باعث افزایش هزینه رفت‌وآمد شود.

در واقع، خانواری که برای کاهش اجاره مجبور به انتخاب خانه‌ای دورتر از محل کار می‌شود، ممکن است بخشی از صرفه‌جویی مسکن را از طریق افزایش هزینه حمل‌ونقل از دست بدهد.

بنابراین ارزان‌تر بودن خانه لزوماً به معنای ارزان‌تر شدن کل زندگی نیست.

وقتی دستمزد با هزینه خانوار مقایسه می‌شود

یکی از مهم‌ترین نکات این محاسبه، مقایسه آن با حداقل دستمزد است.

در همان منبع، حداقل حقوق پایه کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶.۶ میلیون تومان ذکر شده است.

اگر این رقم را صرفاً با هزینه ۱۶۳ میلیون تومانی سبد خانوار مقایسه کنیم، مشخص می‌شود که فاصله میان دستمزد پایه و هزینه کامل سبد بسیار زیاد است.

البته این مقایسه باید با احتیاط انجام شود؛ زیرا حقوق دریافتی خانوار الزاماً فقط شامل پایه حقوق یک کارگر نیست و مزایا، حقوق سایر اعضای خانواده و درآمدهای جانبی نیز می‌تواند وجود داشته باشد.

اما به‌عنوان یک شاخص، این مقایسه نشان می‌دهد چرا بحث قدرت خرید کارگران و خانوارهای حقوق‌بگیر در سال ۱۴۰۵ اهمیت زیادی پیدا کرده است.

چرا اعداد خط فقر متفاوت‌اند؟

در روزهای اخیر رقم دیگری نیز درباره خط فقر منتشر شده است.

فاطمه عزیزخانی، پژوهشگر ارشد مرکز پژوهش‌های مجلس، خط فقر سال ۱۴۰۵ را برای کل کشور حدود ۳۲ میلیون تومان و برای تهران بیش از ۶۲ میلیون تومان اعلام کرده است.

در نگاه اول، مقایسه این رقم با ۱۶۳ میلیون تومان ممکن است گیج‌کننده باشد.

اما نکته مهم این است که این دو عدد الزاماً یک شاخص واحد را اندازه‌گیری نمی‌کنند.

عدد ۱۶۳ میلیون تومان، هزینه محاسبه‌شده یک سبد خانوار چهار نفره است؛ در حالی که ارقام ۳۲ و ۶۲ میلیون تومان به‌عنوان برآورد خط فقر کل کشور و تهران مطرح شده‌اند.

بنابراین نمی‌توان گفت یکی حتماً درست و دیگری حتماً غلط است.

جدول تفاوت دو نوع برآورد

شاخص رقم نوع اطلاعات
خط فقر کل کشور در ۱۴۰۵ حدود ۳۲ میلیون تومان برآورد اعلام‌شده توسط پژوهشگر مرکز پژوهش‌های مجلس
خط فقر تهران در ۱۴۰۵ بیش از ۶۲ میلیون تومان برآورد اعلام‌شده برای پایتخت
هزینه سبد خانوار ۴ نفره در اردیبهشت ۱۴۰۵ حدود ۱۶۳ میلیون تومان محاسبه مستقل هزینه‌های خانوار
هزینه خوراکی سبد چهار نفره حدود ۴۳.۵ میلیون تومان ۱۸ قلم کالای اساسی
سهم مسکن ۳۵.۵٪ بزرگ‌ترین بخش سبد

خط فقر فقط یک عدد نیست؛ الگوی مصرف هم مهم است

اگر خانواری درآمد کمتری از هزینه سبد داشته باشد، برای ادامه زندگی ناچار به اولویت‌بندی می‌شود.

معمولاً اولین بخش‌هایی که حذف می‌شوند، هزینه‌هایی هستند که برای بقا ضروری نیستند.

سفر، تفریح، رستوران، خرید پوشاک جدید و برخی خدمات فرهنگی ممکن است کاهش پیدا کنند.

اما اگر فشار ادامه پیدا کند، خانوار به سمت کاهش کیفیت مواد غذایی، حذف برخی درمان‌ها، انتخاب مسکن کوچک‌تر یا ارزان‌تر و کاهش هزینه آموزش حرکت می‌کند.

در این مرحله، مسئله فقط «کمبود پول» نیست؛ بلکه کاهش کیفیت زندگی است.

خط فقر و خطر سقوط طبقه متوسط

این موضوع فقط به خانوارهای کم‌درآمد محدود نمی‌شود.

خانواری که درآمدش اندکی بالاتر از خط فقر است، در صورت افزایش شدید اجاره یا هزینه درمان می‌تواند به سرعت زیر خط فقر قرار گیرد.

به همین دلیل، پژوهشگر مرکز پژوهش‌های مجلس نیز درباره احتمال سقوط خانوارهای شاغل به زیر خط فقر هشدار داده است.

این وضعیت نشان می‌دهد سیاست‌های حمایتی نباید فقط بر فقیرترین دهک‌ها تمرکز کنند؛ بلکه باید خانوارهای نزدیک به خط فقر را نیز در نظر بگیرند.

مسکن چگونه خانوار را به زیر خط فقر می‌برد؟

مرکز پژوهش‌های مجلس در یک مطالعه درباره فقر مستأجران نشان داده بود که روش محاسبه فقر با لحاظ کردن هزینه مسکن می‌تواند نرخ فقر خانوارهای مستأجر را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.

در آن گزارش، نرخ فقر مستأجران در سال ۱۴۰۲ با روش مکمل حدود ۴۰ درصد برآورد شد و حدود دو میلیون خانوار، معادل ۷.۶ میلیون نفر، درگیر فقر معرفی شدند.

این رقم مربوط به سال ۱۴۰۲ است و نباید به‌عنوان آمار سال ۱۴۰۵ استفاده شود؛ اما نشان می‌دهد هزینه مسکن می‌تواند در سنجش فقر نقش تعیین‌کننده داشته باشد.

چرا افزایش درآمد به‌تنهایی کافی نیست؟

اگر درآمد خانوار ۳۰ درصد افزایش پیدا کند اما هزینه مسکن و خوراک بیش از آن افزایش داشته باشد، قدرت خرید واقعی کاهش پیدا می‌کند.

بنابراین برای سنجش وضعیت معیشت، مقایسه «حقوق امسال» با «حقوق پارسال» کافی نیست.

باید پرسید:

با حقوق امسال چند کیلو گوشت، چند ماه اجاره، چند بار مراجعه پزشکی و چه میزان هزینه حمل‌ونقل می‌توان پرداخت کرد؟

این همان جایی است که مفهوم قدرت خرید اهمیت پیدا می‌کند.

خانوارها در سال ۱۴۰۵ با چه انتخاب‌هایی روبه‌رو هستند؟

فشار هزینه واکنش احتمالی خانوار
افزایش اجاره مهاجرت به محله ارزان‌تر یا کاهش متراژ
افزایش خوراک کاهش کیفیت یا مقدار مصرف
افزایش درمان تعویق درمان یا استفاده بیشتر از بیمه
افزایش حمل‌ونقل انتخاب محل سکونت نزدیک‌تر یا کاهش سفر
افزایش آموزش انتخاب خدمات ارزان‌تر
کاهش قدرت خرید چندشغله شدن یا افزایش ساعات کار

این واکنش‌ها ممکن است در کوتاه‌مدت بودجه خانوار را متعادل کنند، اما در بلندمدت می‌توانند کیفیت زندگی و حتی سرمایه انسانی خانوار را کاهش دهند.

جمع‌بندی؛ خط فقر را باید از داخل سبد هزینه دید

بحث خط فقر در سال ۱۴۰۵ را نمی‌توان فقط با یک رقم خلاصه کرد.

برآوردی، خط فقر را حدود ۳۲ میلیون تومان در کشور و بیش از ۶۲ میلیون تومان در تهران اعلام کرده است.

در مقابل، یک محاسبه مستقل برای خانوار چهار نفره در اردیبهشت ۱۴۰۵، مجموع هزینه‌های زندگی را حدود ۱۶۳ میلیون تومان برآورد کرده که مسکن با ۳۵.۵ درصد و خوراک با ۲۶.۶۴ درصد بیشترین سهم را داشته‌اند.

بنابراین برای فهم وضعیت واقعی معیشت، صرفاً پرسیدن «خط فقر چند میلیون تومان است؟» کافی نیست.

باید دید این خط چگونه محاسبه شده، برای چند نفر است، در کدام شهر محاسبه شده و چه هزینه‌هایی را شامل می‌شود.

اما یک واقعیت در تمام این برآوردها مشترک است: هرچه سهم مسکن و خوراک از درآمد خانوار بیشتر شود، فاصله خانوار با امنیت اقتصادی کمتر خواهد شد؛ و اگر درآمد متناسب با این هزینه‌ها رشد نکند، حتی خانوارهای شاغل نیز در معرض سقوط به زیر خط فقر قرار می‌گیرند.

جهت استعلام مجوز اخبار لحظه‌ای از سایت وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی کلیک نمایید.

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به اخبار لحظه ای است. بازنشر مطالب صرفا با اجازه کتبی مجاز است.