تاریخ خبر :1404/06/18
کد خبر : 15771

بورس ایران آینه کدام بخش اقتصاد است؟ تحلیل صنایع بزرگ و عوامل تعیین‌کننده سود شرکت‌ها

وقتی شاخص کل بورس تهران صعود یا سقوط می‌کند، معمولاً از آن با عنوان تغییر وضعیت «اقتصاد» یاد می‌شود.

اما بورس ایران دقیقاً معادل کل اقتصاد ایران نیست.

ساختار شرکت‌های بورسی باعث شده وزن صنایع کالایی، صادراتی، مالی و سرمایه‌بر در بازار بسیار بالا باشد. پتروشیمی‌ها، فلزات، معادن، پالایشگاه‌ها، بانک‌ها، هلدینگ‌ها و برخی شرکت‌های بزرگ صنعتی بخش مهمی از ارزش بازار را تشکیل می‌دهند.

در مقابل، بسیاری از فعالیت‌هایی که بخش بزرگی از اشتغال یا مصرف خانوار را تشکیل می‌دهند وزن کمتری در بازار سرمایه دارند یا اصلاً بورسی نیستند.

به همین دلیل برای فهم بورس ایران باید ابتدا بدانیم «بازار سهام نماینده کدام بخش اقتصاد است».

بورس ایران در آینه اعداد

چرا چند صنعت بزرگ جهت بورس را تغییر می‌دهند؟

شاخص کل بر اساس ارزش بازار شرکت‌ها وزن‌دهی می‌شود.

بنابراین هرچه ارزش بازار یک شرکت بیشتر باشد، تغییر قیمت آن اثر بیشتری بر شاخص خواهد داشت.

به همین دلیل چند گروه بزرگ می‌توانند جهت شاخص را تحت تأثیر قرار دهند:

  • پتروشیمی
  • فلزات اساسی
  • استخراج کانه‌های فلزی
  • پالایشگاه
  • بانک
  • شرکت‌های چندرشته‌ای صنعتی
  • خودرو
  • شرکت‌های سرمایه‌گذاری بزرگ

این ساختار باعث می‌شود خبر مربوط به نرخ ارز، انرژی، صادرات یا قیمت جهانی کامودیتی‌ها اثر گسترده‌ای بر بازار داشته باشد.

صنایع دلاری بورس چه هستند؟

اصطلاح «دلاری» معمولاً برای شرکت‌هایی استفاده می‌شود که بخش مهمی از درآمد آنها به قیمت‌های جهانی یا نرخ ارز وابسته است.

پتروشیمی،

فولاد،

مس،

سنگ‌آهن،

روی،

سرب،

پالایش

و برخی شرکت‌های معدنی

نمونه‌های مهم هستند.

اما دلاری بودن یک شرکت به این معنا نیست که هر افزایش نرخ ارز دقیقاً به همان نسبت سود آن را بالا می‌برد.

برای تحلیل باید چند متغیر بررسی شود:

حجم تولید

اگر شرکت نتواند تولید کند، افزایش قیمت فروش اثر محدودی خواهد داشت.

قیمت جهانی

کاهش قیمت جهانی محصول می‌تواند بخشی از اثر رشد دلار را خنثی کند.

نرخ فروش ارز

نرخی که شرکت واقعاً درآمد خود را با آن تبدیل می‌کند مهم‌تر از نرخ‌هایی است که در بازارهای دیگر مشاهده می‌شود.

هزینه‌ها

مواد اولیه، حقوق، انرژی و حمل‌ونقل نیز در محیط تورمی افزایش پیدا می‌کنند.

محدودیت‌های صادراتی

تحریم، عوارض و محدودیت‌های تجاری می‌توانند بر مقدار یا قیمت فروش اثر بگذارند.

پتروشیمی‌ها از چه متغیرهایی تأثیر می‌گیرند؟

پتروشیمی یکی از صنایع اثرگذار بازار ایران است.

برای تحلیل یک پتروشیمی باید حداقل این موارد بررسی شوند:

  • قیمت جهانی محصول
  • حجم تولید
  • حجم صادرات
  • نرخ ارز
  • نرخ خوراک
  • قیمت انرژی
  • ترکیب محصولات
  • هزینه حمل
  • محدودیت صادرات

دو شرکت پتروشیمی ممکن است در یک صنعت باشند اما ساختار سودآوری کاملاً متفاوتی داشته باشند.

شرکتی که خوراک گازی دارد با یک پتروشیمی مایع شرایط یکسانی ندارد.

همچنین تولیدکننده اوره با تولیدکننده متانول یا پلیمر از قیمت‌های جهانی متفاوتی اثر می‌گیرد.

فلزات و معادن چگونه تحلیل می‌شوند؟

شرکت‌های فولادی و معدنی به سه گروه متغیر حساس‌اند.

قیمت جهانی

مس، سنگ‌آهن، فولاد و سایر کالاها در بازارهای جهانی قیمت‌گذاری می‌شوند.

نرخ ارز

درآمد صادراتی پس از تبدیل به ریال اهمیت زیادی پیدا می‌کند.

انرژی

صنایع فلزی و معدنی مصرف انرژی بالایی دارند.

محدودیت برق یا گاز می‌تواند حتی در دوره قیمت مناسب جهانی، مقدار تولید و فروش را کاهش دهد.

به همین دلیل افزایش نرخ ارز لزوماً تضمین‌کننده افزایش سود یک شرکت فولادی نیست.

اگر شرکت برای چند هفته به دلیل محدودیت انرژی نتواند تولید کند، بخشی از مزیت ارزی از بین می‌رود.

پالایشگاه‌ها چرا پیچیده‌تر هستند؟

تحلیل پالایشگاه‌ها به دلیل نحوه قیمت‌گذاری خوراک و فرآورده‌ها پیچیدگی بیشتری دارد.

قیمت نفت،

کیفیت خوراک،

قیمت فرآورده،

کرک اسپرد،

نرخ ارز

و دستورالعمل‌های داخلی

می‌توانند سود این شرکت‌ها را تغییر دهند.

به همین دلیل مقایسه ساده رشد نفت با قیمت سهام پالایشگاه همیشه درست نیست.

بانک‌ها چرا رفتار متفاوتی دارند؟

بانک‌ها برخلاف شرکت‌های صادراتی از قیمت مستقیم کالاهای جهانی اثر نمی‌گیرند.

متغیرهای مهم‌تر برای آنها شامل موارد زیر است:

  • نرخ سود
  • کیفیت تسهیلات
  • مطالبات غیرجاری
  • درآمد کارمزد
  • سرمایه بانک
  • دارایی‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها
  • تسعیر ارز
  • هزینه پول

افزایش نرخ سود از یک طرف می‌تواند درآمد برخی دارایی‌ها را بیشتر کند، اما از طرف دیگر هزینه جذب سپرده نیز افزایش می‌یابد.

بنابراین اثر نهایی به ساختار ترازنامه هر بانک بستگی دارد.

صنعت خودرو چرا فقط یک صنعت تولیدی نیست؟

خودروسازان علاوه بر تولید، به شدت از سیاست قیمت‌گذاری اثر می‌گیرند.

قیمت فروش،

نرخ ارز قطعات،

هزینه مواد اولیه،

میزان تولید،

قیمت‌گذاری دولتی،

زیان انباشته

و ساختار بدهی

همگی می‌توانند مسیر سودآوری را تعیین کنند.

به همین دلیل ممکن است تعداد خودروهای تولیدشده افزایش یابد اما شرکت همچنان زیان‌ده باقی بماند.

چرا نرخ ارز یک اثر یکسان روی تمام بورس ندارد؟

فرض کنیم نرخ ارز افزایش پیدا کند.

برای یک صادرکننده ممکن است درآمد ریالی افزایش پیدا کند.

برای یک شرکت واردکننده مواد اولیه، هزینه افزایش می‌یابد.

برای یک شرکت داخلی که محصولش قیمت‌گذاری دستوری دارد، ممکن است هزینه بالا برود اما اجازه افزایش متناسب قیمت فروش را نداشته باشد.

برای یک بانک، تسعیر دارایی‌های ارزی ممکن است اهمیت پیدا کند.

بنابراین اثر ارز را باید شرکت‌به‌شرکت تحلیل کرد.

چرا نرخ بهره حتی برای شرکت‌های سودده مهم است؟

نرخ بهره فقط روی تصمیم سرمایه‌گذار اثر نمی‌گذارد.

شرکت‌ها نیز برای تأمین سرمایه در گردش یا پروژه‌های جدید وام می‌گیرند.

اگر هزینه تأمین مالی افزایش یابد، سود خالص شرکت می‌تواند کاهش پیدا کند.

این موضوع به‌خصوص برای شرکت‌های بدهکار اهمیت بیشتری دارد.

از طرف دیگر، افزایش نرخ سود بدون ریسک می‌تواند ضریب ارزش‌گذاری بازار را پایین بیاورد.

سرمایه‌گذار حاضر نیست برای سود آینده یک شرکت همان قیمتی را بپردازد که در محیط نرخ سود پایین‌تر پرداخت می‌کرد.

ارزش معاملات چه چیزی درباره صنایع می‌گوید؟

در مرداد و شهریور ۱۴۰۵ بازار چند رکورد قابل توجه در ارزش معاملات خرد ثبت کرد.

۱۸ مرداد ارزش معاملات خرد سهام و صندوق‌های سهامی حدود ۶۶.۴ همت بود.

۱۱ شهریور نیز حدود ۶۰ همت معامله خرد ثبت شد.

این اعداد نشان‌دهنده افزایش شدید گردش پول در بازار در آن مقاطع بودند.

اما برای تحلیل صنعت باید دید این نقدینگی در کدام گروه‌ها متمرکز شده است.

اگر افزایش معاملات فقط در چند صنعت باشد، نمی‌توان آن را به کل بورس تعمیم داد.

اندازه بازار چگونه تغییر کرده است؟

داده‌های منتشرشده چند مقطع را نشان می‌دهند:

تاریخ ارزش کل بازارهای سهام
۲۳ تیر ۱۴۰۵ حدود ۱۷,۱۰۷ همت
۱۹ مرداد ۱۴۰۵ حدود ۱۸,۸۳۳ همت
۲۰ مرداد ۱۴۰۵ حدود ۱۹,۰۷۱ همت
۲۵ مرداد ۱۴۰۵ حدود ۱۹,۴۶۲ همت
۲۸ مرداد ۱۴۰۵ حدود ۲۰,۰۴۱ همت
۱۱ شهریور ۱۴۰۵ حدود ۲۲,۴۹۳ همت

در فاصله کمتر از دو ماه، ارزش اسمی کل بازار در این نقاط آماری افزایش قابل توجهی داشته است.

اما برای تشخیص اینکه این رشد تا چه اندازه بنیادی بوده، باید سود شرکت‌ها نیز بررسی شود.

بورس و اقتصاد واقعی چه تفاوتی دارند؟

ممکن است رشد اقتصادی ضعیف باشد اما بورس رشد کند.

این تناقض ظاهری چند علت دارد.

بورس آینده را قیمت‌گذاری می‌کند

سرمایه‌گذاران براساس انتظار خود از سود آینده معامله می‌کنند.

تورم بر دارایی‌ها اثر می‌گذارد

ارزش اسمی شرکت‌ها در اقتصاد تورمی می‌تواند افزایش پیدا کند.

نرخ ارز صنایع بزرگ را تحت تأثیر قرار می‌دهد

ممکن است شرکت صادراتی از رشد ارز منتفع شود حتی وقتی قدرت خرید خانوار کاهش یافته است.

ترکیب بورس با اقتصاد یکسان نیست

وزن صنایع بورسی با سهم آنها از اشتغال و مصرف خانوار تفاوت دارد.

به همین دلیل رشد بورس الزاماً به معنای بهبود رفاه خانوار نیست.

سود اسمی و سود واقعی

شرکتی ممکن است سود خود را از ۱۰ هزار میلیارد به ۱۵ هزار میلیارد تومان برساند.

در ظاهر رشد سود ۵۰ درصدی اتفاق افتاده است.

اما اگر تورم در همان دوره بسیار بالا باشد، رشد واقعی کسب‌وکار ممکن است بسیار کمتر باشد.

به همین دلیل مقایسه سود شرکت‌ها فقط بر اساس تومان می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

برای تحلیل بهتر باید مقدار تولید و فروش نیز بررسی شود.

چه چیزی یک رشد بورس را پایدارتر می‌کند؟

رشد پایدارتر بازار معمولاً به ترکیبی از عوامل نیاز دارد:

  • افزایش سود واقعی شرکت‌ها
  • ثبات نسبی سیاست‌گذاری
  • نقدشوندگی مناسب
  • قابل پیش‌بینی بودن نرخ‌های کلیدی
  • کاهش شوک‌های ناگهانی مقرراتی
  • سرمایه‌گذاری جدید
  • افزایش تولید
  • بازارهای صادراتی پایدار

اگر رشد بازار فقط بر انتظارات کوتاه‌مدت استوار باشد و سود شرکت‌ها از آن حمایت نکند، احتمال افزایش نوسان بیشتر می‌شود.

تحلیل بورس را از کجا شروع کنیم؟

یک روش منطقی سه مرحله دارد.

ابتدا اقتصاد کلان:

نرخ ارز، تورم، نرخ سود و سیاست دولت.

سپس صنعت:

قیمت محصول، هزینه مواد اولیه، رقابت و مقررات.

و در نهایت شرکت:

فروش، حاشیه سود، بدهی، جریان نقد و ارزش‌گذاری.

این مسیر بهتر از آن است که فقط بر اساس یک خبر یا صف خرید تصمیم‌گیری شود.

برای فهم ساختار بورس ایران باید این سه سطح همزمان دیده شوند.

جدول اثر متغیرهای کلان بر گروه‌های بورسی

متغیر صنایع حساس‌تر اثر احتمالی
رشد نرخ ارز صادراتی‌ها افزایش درآمد ریالی، مشروط به هزینه و سیاست ارزی
رشد قیمت جهانی فلزات، معدن، پتروشیمی احتمال افزایش درآمد
افزایش نرخ سود کل بازار، بانک، شرکت بدهکار فشار بر ارزش‌گذاری؛ اثر متفاوت بر بانک
افزایش انرژی فولاد، معدن، پتروشیمی افزایش هزینه و احتمال کاهش تولید
قیمت‌گذاری دستوری خودرو و برخی صنایع داخلی فشار بر حاشیه سود
تورم تقریباً کل بازار رشد درآمد و هزینه اسمی به شکل همزمان

جمع‌بندی

بورس ایران آینه کل اقتصاد نیست؛ اما آینه مهمی از وضعیت شرکت‌های بزرگ، صنایع سرمایه‌بر و انتظارات سرمایه‌گذاران است.

برای فهم حرکت بازار باید بدانیم چه شرکت‌هایی بیشترین وزن را دارند و سود آنها از کدام متغیرها اثر می‌گیرد.

در بورس ایران نرخ ارز، قیمت جهانی کالاها، انرژی، نرخ سود و سیاست‌گذاری داخلی پنج محرک بسیار مهم هستند.

به همین دلیل یک رشد ۲۰ یا ۳۰ درصدی شاخص کل به تنهایی نمی‌تواند درباره سلامت اقتصاد، ارزش‌گذاری بازار یا آینده سود شرکت‌ها پاسخ قطعی بدهد.

سؤال اصلی تحلیلگر باید این باشد:

کدام بخش از افزایش ارزش بازار حاصل رشد واقعی فروش و سود شرکت‌هاست و کدام بخش نتیجه تورم، ارز و تغییر ارزش اسمی دارایی‌هاست؟

پاسخ این سؤال است که یک گزارش روزانه بورس را از یک تحلیل اقتصادی واقعی جدا می‌کند.

جهت استعلام مجوز اخبار لحظه‌ای از سایت وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی کلیک نمایید.

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به اخبار لحظه ای است. بازنشر مطالب صرفا با اجازه کتبی مجاز است.